|
پيام سازمان همجنسگرايان ايراني در حمايت از هموطنان ترک و آذري زبان
تحقير اقليتهاي قومي لر و عرب و ترک، در فرهنگ ايران، جريان قدرتمندي است که
ريشه هايي عميق و چند صد ساله دارد. اين بينش و برخورد کريه و نا انساني، خود
را در متون کلاسيک ايران و يا ادبيات و فرهنگ فولکلور (فرهنگ توده) نيز نشان
مي دهد. بينش راسيستي ضد عرب و ضد ترک و تمسخر قوميتها، حتي در آثار و انديشه
هاي پيشرو ترين و مدرنترين انديشمندان ما نيز ديده مي شود و با وجود همه رنگ
و لعاب روشنفکرانه و ناسيوناليستي اش، براستي دل هر انسان آزاده اي را به درد
مي آورد. در چنين شرايطي بود، که يک بي دقتي مطبوعاتي، جرقه انفجار خشم و بغض فرو خورده قومي شد، که سالها است هويت و زبان مادريش به تمسخر گرفته شده و مطالبات و خواستهاي به حقش را ناديده انگاشته اند. سازمان همجنس گرايان ايراني، معتقد است، خواست واقعي هم ميهنان آذري زبان، بازداشت يک کاريکاتوريست و يا محاکمه و حبس کردن او نيست. سازمان همجنس گرايان ايراني، معتقد است با توقيف کردن يک روزنامه و خشم و خروش يک قوم زجر کشيده و در حاشيه مانده را ، «دسيسه بيگانه» ناميدن، نه هيچ معضلي حل مي شود و نه هيچ صورت مسئله اي پاک مي گردد. برخورد صحيح با نيازها و خواست هاي ترکها و آذري زبانان کشور ما، نيازمند اتخاذ موضعي بخردانه و عقلاني است، بحراني که اکنون گريبان رژيم جمهوري اسلامي ايران را گرفته است، تنها معطوف به اقليتهاي ترک ايران نمي شود، بلکه مسئله اقليتهاي کرد و بلوچ و عرب ايران نيز با آن پيوند خورده است. اين بحران نه از عوامل بيگانه و خارج مي آيد، و نه باني و مسببش يک هنرمند کاريکاتوريست است. اين بحران ريشه در نگاه و برخورد رژيم حاکم بر ايران با اقليتها دارد. اقليتهاي قومي و مذهبي و جنسي، هر سه به يک اندازه قرباني اعمال سرکوب گرايانه اين رژيم سلطه گر و تماميت خواه هستند. حوادث اخير شهرهاي آذري زبان، زنگ خطري است براي جمهوري اسلامي ايران و سران اين حکومت، تا خواستها، نيازها و مطالبات اقليتهاي قومي و مذهبي و جنسي را جدي بينگارند و رسيدگي به حقوق پايمال شده آنان را در راس برنامه هاي خود قرار دهند. سازمان همجنسگرايان ايراني در مقابل سرکوب اقليت هاي قومي و مذهبي سکوت نمي کند و ضمن محکوم کردن اين اقدامات خواستار برسميت شناختن کامل حقوق شهروندي همجنسگرايان، دوجنسگرايان و دوجنسگونگان ايراني است.
سازمان همجنسگرايان ايراني
|