بيانيه سازمان همجنسگرايان ايراني در دفاع از اقليت مذهبي بهايي

 

تولرانس يا رواداري را اينگونه تعريف مي کنند: « عدم سرکب، بازخواست يا شکنجه و تعقيب گروه يا انسانهايي، که اعتقاد و شيوه زندگيشان، با اعتقادات مذهبي و سياسي رایج، يا اشکال يا هنجارهاي متداول اجتماعي، همخواني نداشته باشد.» رواداري از جمله مهمترين واژگان فرهنگ مدرنيته است و شرطي است، لازمه هستي انساني و وسيله رسيدن به سعادت بشري. فقدان رواداري در يک جامعه مي تواند به  خشونت و رفتارهاي وحشيانه منجر شود.


بازداشت
54 جوان بهائي، در روز جمعه، 19 ماه مه 2006، در شيراز و هجوم همزمان نيروهاي انتظامي به خانه ۶ خانواده بهائي و ضبط اموال شخصي آنها، نشانمان داد، که رژيم حاکم بر ايران، هنوز چندين سال نوري، تا رسيدن به حد مطلوبي از رواداري و تولرانس مذهبي، فاصله دارد.

دستگيري، شکنجه، تحقير و حبس اقليتهاي بهائي، در سالهاي پس از انقلاب، هميشه با اتهامات ساختگي چون، تبليغ کفر و فساد، توهين به اسلام و يا جاسوسي بيگانه، همراه بوده و توجيه شده است. مردم ايران هنوز خاطره اعدام 200 انسان بي گناه بهائي را، در دهه 60، از ياد نبرده اند. انسانهاي شريفي، که به جرم اعتقاد به خدايشان، به وحشيانه ترين شکل اعدام شدند و در گورهاي دسته جمعي، به خاک رفتند.


دلايلي در دست است که نشان مي دهد، دولت جديد ايران، سرکوب و قلع و قمع مومنان بهائي را، در راس برنامه هاي محرمانه خويش قرار داده است. ما، سازمان همجنس گرايان ايراني، سرکوب و شکنجه و تحقير هم ميهنان بهائي مان را محکوم مي کنيم. ما، سازمان همجنس گرايان ايراني، خواستار به رسميت شناخته شدن بهائيان و آزادي بيان و انديشه براي اين گروه از انسانهاي جامعه مان هستيم.

 اعمال فشار، تعقيب و سرکوب بهائيان توسط دولت ايران، چهره بين المللي ايران را، بيش از پيش، مخدوش کرده و به اختلافات و درگيريهاي مذهبي دامن خواهد زد. کشتار و شکنجه عزيزان بهايي در ايران، براي جهانيان، تداعي گر نامهايي چون «هولوکاست»، «آشويتس»، و « هيتلر» است،و اعتبار و وجهه باقيمانده کارگزاران رژیم را، نابود خواهد ساخت.

هم ميهنان بهائي ما، هنوز در آغاز هزاره سوم ميلادي، از حق تحصيل در دانشگاه و استخدام در سازمانهاي دولتي محروم هستند. هم ميهنان بهائي ما، هنوز در آغاز هزاره سوم ميلادي، حق ابراز عقيده و تبليغ دين و ايمانشان را ندارند. جامعه بهائيان ايران، با بيش از 160 سال سابقه، و جمعيتي بالغ برسيصد هزار نفر، هنوز به عنوان اقليت ديني، در قانون اساسي ايران، رسميت نيافته است. در سرزميني که به قول شاملو ي بزرگش، «مزد گورکن از آزادي آدمي بيشتر است»، دختران و پسران بهائي ، بر مزار بي سنگ و بي نشان پدران و مادرانشان در «گلستان جاويد»، خون مي گريند!


ما همجنس گرايان ايراني، چونان اقليتي، که خود طعم تلخ تحقير و شکنجه و اعدام را چشيده ا
یم، درد و غم شما هم ميهنان بهائي را، با جان و دل، احساس مي کنيم. ما و سازمانمان، در کنار شما مي ايستيم، و از طريق ارتباطي که با سازمانها و نشريات بين المللي برقرار کرده ايم، اين ظلم و ستم ضد بشري روا شده بر شما را، به سراسر جهان، انعکاس مي دهيم.

 

سازمان همجنسگرایان ایرانی